تبلیغات سایبری

تبلیغات فرهنگی

تبلیغات سایبری

تبلیغات فرهنگی

کارشنا سی مدیریت تبلیغات فرهنگی
استاد: جناب آقای دکتر هادی سجادی راد
نام درس: فرهنگ و فناوری

دانشجویان: فاطمه حسام، زهرا محمدی، افسانه زارعی، اسما عزیزی، وحید عباس

دانشکده خبر

بایگانی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «وبلاگ» ثبت شده است

۰۳
خرداد

فرهنگ ملی و پذیرش فناوریهای جدید

چکیده

این مقاله و دو مقالۀ بعدی یک سؤال ساده ولی مهم را بررسی می کند: اختلافات در فرهنگ ها تا چه اندازه به شکلی نظام مند می توانند بر مردم تأثیر بگذارند و به چه دلایلی ملت ها فناوریهای نوظهور را می پذیرند یا نمی توانند بپذیرند-؟ متأسفانه، تحقیقات محدودی در زمینۀ این موضوع مهم انجام شده است. به طور خاص، فقدان یک طراحی مستحکم که بتواند رابطۀ بین فرهنگ وفناوری را توضیح دهد و نیز نبود مطالعات دقیق در بارۀ بررسی تأثیر فرهنگ بر پذیرش فناوری به شکلی مشخص احساس می شود. برای پرداختن به این موضوع، ابتدا برخی عقاید را دربارۀ اینکه چگونه چنین روابطی بوجود می آیند بررسی می کنیم. بر این اساس، موارد مطالعاتی کشورهای خاص مربوط به انتخاب فناوری در برزیل و کره جنوبی در دو مقاله ارائه شده است. هر کدام از این دو مقاله توسط محققانی از دو فرهنگ متفاوت مورد تحقیق قرار گرفته است تا چشم انداز میان فرهنگیِ تجزیه و تحلیل را تقویت کند. روی هم رفته، امیدواریم این بحث دربارۀ فرهنگ و پذیرش فناوری، تحقیقات بیشتر و مبنای فرضیات را در این حوزه فعال و تحریک کند.

واژگان کلیدی: برزیل، فرهنگ ، تفاوت فرهنگی،نوآوری،کره جنوبی،تکنولوژی،تصویب فناوری.

" تخیل از دانش بسیار مهمتر است. چون دانش به همۀ آن چیزی که می دانیم محدود است، در حالیکه تخیل تمام دنیا، و همۀ آنچه که باید بدانیم را دربر می گیرد."    (آلبرت انیشتین)

در دنیای تجارت جهانی ما، بطور کلی این از بدیهیات است که کشورهایی که فناوریهای پیشرفتۀ بیشتری دارند و این فناوریها را در ساختار زندگی روزمره کشور خود وارد کرده اند بدون تغییر به عنوان کانونهای قدرت در آینده ظاهر خواهند شد. فناوری هم قدرت است و هم آینده، و کشورهایی که از فناوریهای پرکاربرد پرهیز می کنند اغلب ابتدا از رقابت با سایر کشورها و سپس از استاندارد زندگی خود محروم می شوند. نقش فناوری و پذیرش آن در کشورها یک جنبۀ مهم از توسعۀ اقتصادی و تجارت بین المللی را نشان می دهد (اگر مورد مطالعه قرار گیرد).

برای بررسی این مسأله، بر نقش فرهنگ های ملی و اختلافات فرهنگی، آمیخته با سایر عوامل مثل سطح تحصیلات، ثروت و منابع حساس داخلی تمرکز می کنیم که باعث ممانعت یا سهولت پذیرش کلی فناوریهای جدید می شود و اغلب به عنوان کلید موفقیت اقتصادی آینده به حساب می آیند. بر خلاف اهمیت این موضوع در مطالعۀ فرهنگ، فناوری و ابداع و تجارت جهانی اما در سالهای اخیر کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

فرهنگ این گونه تعریف شده است: روشی است که با آن گروهی از مردم مشکلات و تنگناها را برطرف می کنند و (Trompenaars & Hampden Turner, 1998) ، برنامه ریزی جمعی گروهی از مردم که این مسائل را تشخیص می دهند (Hofstede 2001) ، و ساختاری معنایی که از طریق آن مردم حوادث اطراف خود را تفسیر می کنند (Greetz 1973). همۀ این تعریف ها ریشۀ مشترکی دارند. فرهنگ با ارزشها و هنجارها (معیارها) مشخص می شود و  متقابلاً الگوهای رفتاری را تقویت می کند. فرهنگ در طول زمان فراگرفته می شود و توسعه می یابد ولو به آهستگی و آرامی. فرهنگ اغلب نامرئی است. در حقیقت، هرقدر فرهنگ غیر قابل تفکیک است، اما با ساختار جامعه ای که خصوصیات آن و مظاهر این خصوصیات با هم عجین شده است در اغلب موارد حداقل بوسیلۀ بسیاری از مردم متأثر از این خصوصیات تشخیص داده می شود.

سؤالی که مطرح می کنیم این است که آیا ممکن است خصوصیات فرهنگ های مختلف بطور سیستماتیک بر این امر تأثیر داشته باشد که آیا و به چه دلایلی ملت ها ظهور فناوریهای جدید را می پذیرند یا نمی پذیرند. ظاهراً، به نظر می رسد این موضوع که فرهنگ می تواند بر الگوهای پذیرش فناوری تأثیر بگذارد امتیازاتی دارد. Bhagat, McDevit  ( در مطبوعات) اشاره کرده اند که انتقال فناوری در امتداد مرزهای کشور اغلب از عواملی مانند پرهیز از بی ثباتی، فردگرایی مالکیت اشتراکی، و تشخیص آینده در برابر گذشته متأثر می شود. بعلاوه، Schneider و Barsoux (2003)، مشاهده کردند که رهبران ملی اغلب به عنوان دروازه بان رفتار می کنند و با ارسال سیگنالهای مشخص به پیروان خود به این موضوع اهمیت می دهند که کدام صنعت یا فناوری با ارزشتر است و برای امنیت ملی یا رونق اقتصادی حیاتی تر می باشد. این کار می تواند در تغییر دستور کار رئیس جمهور موفق امریکا از تمرکز بر فناوریهای محیطی به سمت فناوریهای دفاعی مشاهده شود. Hofstede (2001) عنوان کرد که کشورهایی با فاصلۀ قدرت کم (یعنی، کشورهایی که ذاتاً به اصل برابری تمایل بیشتری دارند) و با یک نیاز شدید برای پرهیز از بی ثباتی (یعنی، نیاز شدید به واقعیت و قابلیت پیش بینی) تمایل دارند تا هم بر توسعۀ فناوری و و هم بر پذیرش آن تأکید بیشتری نسبت به کشورهایی داشته باشند که بر ساختارهای اجتماعی طبقاتی تأکید می کنند یا مقاومت بیشتری نسبت به ابهام و بی ثباتی دارند. به علاوه House, Hanges, Javidan, Dorfman و Gupta این گونه استدلال کردند که تلاشهای ملی برای بدست آوردن یا توسعۀ تکنولوژیهای پیشرفته به جهت گیری آیندۀ یک کشور، نیاز به جلوگیری از بی ثباتی و تمرکز بر بهره برداری اشتراکی از مؤسسات بستگی دارد. به معنای دقیق کلمه، ما از کشورهای امریکای شمالی و شرق آسیا انتظار داریم تا برای دنبال کردن فناوریهای پیشرفته نسبت به کشورهای خاور میانه یا افریقا تلاش و تأکید بسیار بیشتری داشته باشند.

برخلاف این مشاهدات مهم، به لحاظ سیستماتیک تحقیقات کمی در این حوزه انجام شده است. به عنوان یک نتیجه، چنین مشاهداتی باید آزمایشی و محتاطانه در نظر گرفته شود. نگرانی مشخص ما در این خصوص فقدان یک مدلسازی تمام وکمال است که می تواند کمک کند تا رابطۀ فرهنگ و پذیرش فناوری چه چیزها و چراها- و فقدان مطالعات سیستمیک دربارۀ اثرات فرهنگ بر پذیرش فناوری را توضیح دهد. به منظور صحبت کردن از این موارد، ابتدا برخی از تفکرات جدید دربارۀ اینکه چگونه چنین روابطی اتفاق می افتند را توضیح می دهیم. سپس این خط فکری را با مقالاتی که در ادامه می آیند تلفیق می کنیم، که دو مورد خاص پذیرش فناوری در دو فرهنگ مختلف، برزیل و کره جنوبی را بررسی می کند. روی هم رفته، امیدواریم این جلسه دربارۀ فناوری و فرهنگ باعث بوجود آمدن تحقیقات بیشتر و نظریه پردازی- در این حوزه شود.

1.           فرهنگ و پذیرش فناوری: بررسی رابطه

برای یادگیری بیشتر دربارۀ رابطۀ بین فرهنگهای مختلف و پذیرش فناوری توسط مردم، آموزنده است که فراتر از محدودۀ تجارت سنتی و ادبیات فناوری برویم تا مجموعۀ پیچیده تر و وسیع تری از تفکرات را در نظر بگیریم که از مردم شناسی فرهنگی و سایر علوم بیولوژیکی و اجتماعی پدید می آیند. مقدمۀ بحث ما برای این سفر کوتاه موقعیتی گسترده، هرچند ساده انگارانه، در علومی است که پیشرفت فناوری به عنوان یک معیار اساسی تمایز انسان و غیر انسان به شمار می رود.

پیشرفت یا پذیرش فناوری به ظرفیت بشر برای انعکاس یک وضعیت ابتدایی موجود و سپس تجسم و تصور پیشرفتهایی که شاید با تغییر یک محیط دیگر بدست آید را فرض می کند، ودر حقیقت به آن نیاز دارد. پیشرفت فناوری، مانند تلاش انسان، به استدلال و یک علاقه برای کنترل شدن نیاز دارد. این کار به ظرفیت افراد برای انعکاس یک فعالیت (یعنی، در نظر بگیرد که چگونه یک فعالیت خاص ممکن است انجام شود) بصورت جداگانه نسبت به انجام خود فعالیت بستگی دارد. این شکل از آگاهی این اجازه و اختیار را به مردم می دهد تا نسبت به آنچه آنها و دنیای آنها در حال تبدیل شدن به آن است توجه کنند، در حالیکه بطور همزمان تلاش می کنند تا بر مسیر طبیعی پیشرفت به گونه ای دیگر تأثیر بگذارند یا آن را تغییر دهند.

فناوری می تواند به عنوان یک " یک محصول فرامادی از توسعۀ بیولوژیکی ما" در نظر گرفته شود (Bugliarello 1992). اما فناوری چیزی بیش از این می باشد. از منظر توسعۀ اقتصادی و تجارت بین المللی، مهندسین، دانشمندان و مدیران اعتقاد دارند که فناوری به آنها قدرت خلاقیت می دهد" تا دنیا را با توجه به طرح ها و نقشه های خود بسازند" (Hughes, 2004).

2.           ابعاد تکنیکی دربرابر ابعاد موضوعی فناوری و پذیرش آن

اگر بتوانیم به شکل مرسوم اجزای مصنوعی فناوری (ماشین ها، ابزار، سیستم ها، کارهای روزمره و دستگاه ها) و پذیرش آن را یعنی اجزای موضوعی (ارزش ها، فرهنگ ها و جهان بینی{دیدگاه}) را از هم جدا کنیم تفکر ما دربارۀ این موضوع بسیار ساده تر خواهد بود. اگرچه در سطح کشور، پذیرش فناوری های جدید در یک خلأ فرهنگی اتفاق نمی افتد، اما ممکن است برای برخی از فناوریهای مفید این اتفاق روی دهد. پذیرش فناوری در زمینه هایی اجتماعی اتفاق می افتد که می تواند ارزشها و اعتقادات مربوط به ابداع و تغییر، الگوهای قابل قبول رفتاری و غیره را رمز گذاری کند. اگر بدین گونه نباشد، انتظار داریم معرفی محصولات و فناوریهای جدید در دنیا ساده باشد، چیزی که واقعاً مشکل بودن انجام آن ثابت شده است، حد اقل تا حدودی بخاطر واهمه های خواسته و ناخواستۀ مرتبط با عواقب احتمالی تغییر فناوری برای فرهنگ های محلی.

بررسی ابعاد موضوعی پذیرش فناوری از بررسی ابعاد مصنوعی بسیار سخت تر است چون فرهنگ بسیار فراگیر و بطور همزمان بسیار سربسته است که ما اغلب فاصلۀ لازم را برای تأثیر آن ارزیابی می کنیم. این امر کمک می کند به توضیح این که چرا بسیاری از محققین غربی آسیا را بررسی می کنند، برای مثال، بارها - و به اشتباه، به عقیدۀ ما پرسیده اند که چرا چیزی که در غرب اتفاق می افتد در شرق نیز اتفاق نیفتاده است. یک مثال خوب، جستجوی یک توضیح برای تناقض در انتشار چندین اختراع تأثیر گذار چینی است که، برخلاف تأثیر عمیق بر پیشرفتهای بعدی تمدن غرب، به مدت طولانی در چین رها شده بودند. برای مثال، تاریخ نگاری به نام باسالا (Basalla 1998) یک " مجموعۀ جدید"  از ساختار توسعه ارائه کرد تا تأثیرات فرهنگ بر اشاعۀ باروت، قطب نمای مغناطیسی و چاپ زایلوگرافیک و چاپ حروفچینی را نشان دهد. بعد از توضیح نقش فرهنگ در پذیرش متفاوت این فناوریها، باسالا اخطار می دهد که مطرح کردن سؤالاتی مانند " چرا این اکتشافات آنچنان که در غرب باعث تأثیر در تغییر فرهنگ و فناوری شد در چین باعث ایجاد این تغییرات نشد؟" نامناسب هستند (و احتمالاً نژاد پرستانه)، چون با مطرح شدن این سؤالات: (1) به اشتباه چنین پنداشته می شود که انتخاب مصنوعات جدید در همۀ فرهنگ ها معنای مشابهی دارد و اینکه پذیرش فناوری یک الگو را بصورت پیوسته دنبال می کند و (2) این مصنوعات معمولاً در اصول و ارزشهای غرب مستحکم شده اند و بنابراین " دربارۀ نگرشهای افرادی که این مصنوعات را مطالبه می کنند نسبت به آنچه دربارۀ مردم چین انجام می دهند مطالب بیشتری را آشکار می کند".

یک سؤال جانبی جالب مطرح می شود و آن این است که کشورها ابتدا فناوری را می پذیرند اما بعد از آن، اشاعه و انتشار آن  از خارج از کشور را دفع می کنند. تأثیر متقابل فرهنگ و فناوری نه تنها در پذیرش نوآوریهای فناوری، بلکه در دفع فناوریهای خارجی که قبلاً پذیرفته شده اند نیز دیده می شود. رهاکردن بعد از پذیرش فناوری شاید به اندازۀ گستردگی یک پدیده در پذیرش و حفظ آن نباشد، اما می تواند عمیقاً تحت تأثیر ارزشهای غالب یک جامعه در یک لحظۀ زمانی قرار گیرد. در این رابطه، چند مؤلف به اشاعۀ سلاح های گرم در ژاپن در سالهای 1543 (زمانی که پرتغالی ها آنها را معرفی کردند) و 1575(زمانی که کاربرد آنها در جنگ ناگوشینو حیاتی بود) اشاره می کنند که، حذف استفاده از سلاح گرم بر پایۀ مسائل فرهنگی تا حضور کومودور پری در سال 1853 حدود سه قرن طول کشید. ( Basalla, 1998; Nye, 2006).

این سخن مشخصاً پبشنهاد نمی کند که فرهنگ نقشی انحصاری در پذیرش فناوری ایفا می کند. دایموند (Diamond 1999) در کتاب پر استناد خود "سلاح ها، ریشه ها و فولاد: فرجام جوامع بشری"، فهرستی گسترده از عواملی که پیشنهاد شده اند را ارئه می کند تا به توضیح رشد اقتصادی و اجتماعی ملی کمک کند، همانطور که کاهش و فروپاشی آن را توضیح می دهد. در حالیکه دایموند عوامل محیطی را در برابر عوامل اجتماعی قرار می دهد تا اختلافات تمدنی را توجیه کند، او همچنین تأثیر سایر عوامل در پذیرش و اشاعۀ نوآوریها را تشخیص می دهد، از جمله افزایش امید به زندگی در سرمایه گذاران، در دسترس بودن کار ارزان، قوانین ثبت و دارایی، موقعیتهایی برای آموزش تکنیکی، ریسک پذیرفتن گرایشها، یک دورنمای علمی، تحمل نظرات متفاوت، مذهب، سرمایه داری جدید، فردگرایی، جنگها، دولتهای مرکزی، آب و هوا و فراوانی منابع. ما با موضوع بحث دایموند موافقت می کنیم زیرا تعدادی از عوامل به روشی متقابل به هم نزدیک می شوند تا بر توسعۀ تکنولوژی تأثیر بگذارند و اصرار بر غلبۀ هر عامل به تنهایی غیر قابل دفاع می باشد.

به علاوه، به شکلی دقیق تر، گمانه زنی دربارۀ تأثیرات پذیرش فناوری بر توسعۀ اقتصادی به تأثیر مسلم فرهنگ بر قدرت تولید و رفاه  ملی بستگی دارد. در این رابطه، (Porter 2000) پیشنهاد کرد که فرهنگ تولید، مبنا و شالودۀ پیشرفت ملتها را تشکیل می دهد زمانی که چنین فرهنگ هایی بر جنبه های مثبت نوآوری، رقابت، مسؤولیت و استانداردهای بسیار دقیق تأکید کنند. در مقایسه، زمانی که نگرشها و ارزشهای غیر سازنده پدید آیند که براساس امتیازهای انحصاری، قوانین سخت واعطای پاداش بر مبنای قدرت و نه بر اساس موفقیت باشد، کشورها تمایل خواهند داشت پشت سر بقیه حرکت کنند. بحث پورتر (Porter) به شکلی منطقی به این توصیه منتهی می شود که چه چیزی را ارتقاء دهیم و جلوی چه چیزی را بگیریم تا شرایطی را ایجاد کنیم که به رشد اقتصادی منجر شود. اگر نظر پورتر در اینجا صحیح باشد، و این "فناوری" متعلق به دیگران در قدرت تولید فرهنگی بتواند به توضیح پیشرفت اقتصادی ملتها کمک کند، پس کشوری که آن فناوری را دنبال می کند می تواند از تنوعی از ارزشها سرشار شود مثل غربی، کنفوسیوسی، هندی، مسلمان و غیره تا کاملا عملیاتی گردد.

مورخ و اقتصاد دانی به نام دیوید لاندز (David Landes) به یک موقعیت مشابه معتقد است ، گرچه شاید کمی وسیع تر، که " اگر هر چیزی را از تاریخ توسعۀ اقتصادی یاد بگیریم، این فرهنگ است که تقریباً همۀ تفاوت ها را می سازد". همانند پورتر، لاندز نیز تصور می کند که ترکیبی از عوامل، به جای هر متغیر جداگانه، نهایتاً پدیده ای را به پیچیدگی رشد اقتصادی توضیح خواهد داد. اما، برخلاف پورتر، لاندز بر این تأکید داردکه در چنین محاسبه ای، ارتباط فرهنگ- فناوری نقشی محوری ایفا خواهد کرد.

3.           مسیرهایی به سمت پیشرفت فناوری و پذیرش آن

نای (Nye2006) در کتاب خود با نام، "موضوعات فناوری"، پیشنهاد می کند که بالا بردن سطح دانش ما از تعامل بین فناوری و فرهنگ ترکیبی از سه عقیده را در پی خواهد داشت که اگر مقابل هم نباشند مجزا از یکدیگر دیده می شوند. نظرات دربارۀ فناوری این موارد می باشند: جبر (حتمیّت) انتشار اجتناب ناپذیر تمهیدات (مقدمات) بهینۀ فناوری آنگونه که با استانداردهای بازدهی و کارایی هدایت می شوند)، و درونی سازی نقش مخترعین، مهندسین و مبتکرین و هنجارهای نهادینه شده در مانع شدن یا پرورش دادن توسعۀ اقتصادی)، و زمینه سازی تأثیر متقابل جنبه های محوری و مصنوعی فناوری که قبلاً عنوان شد. (see also:Kidder, 1981; Negroponte, 1995; Staudenmaier, 1994).

دو سؤال اساسی دربارۀ رابطۀ بین فرهنگ و پذیرش فناوری از تأثیر متقابل این سه دیدگاه بوجود می آید. ابتدا اینکه، آیا توسعۀ فناوری باید به عنوان هدایت به سمت پیشرفت اجتماعی در امتداد یک مسیر یا یک مجموعه از مسیرهای چند وجهی دیده شود؟ به عبارت دیگر، آیا یک مسیر به سمت توسعۀ اقتصادی و "تمدن"وجود دارد (برای ایتفادۀ عبارت دایموند) یا مسیرهای متعدد و مختلفی برای این کار وجود دارند؟ و دوم اینکه، توسعۀ فناوری تا چه اندازه فرهنگ های اجتماعی را شکل می دهد و همگن می سازد.

اولین سؤال دربارۀ پیشرفت فناوری یک مسیره در برابر چند مسیره شباهت مفهومی مسیرهای پیشرفت خود فرهنگ ها می باشد. یک عقیده بر این است که توسعۀ فرهنگی بشر کمابیش مسیری را به سمت تمدن دنبال می کند، و آن زمانی که در فرهنگهای خاص پیشروی می کند شاید به دلایل متفاوت سرعت پیشرفت متغیری داشته باشند، و نهایتاً فرهنگ ها به نقطۀ پایانی مشترکی خواهند رسید. در این رابطه، اغلب می شنویم که یک فرهنگ "پشت سر" فرهنگ دیگر قرار دارد، وحاکی از این است که فرهنگ اولی برای پیش افتادن از دومی به زمان نیاز دارد.

برای پیشروی در امتداد یک مسیر، فرهنگ ها اغلب به عنوان دنبالۀ مشابه هویت های اجتماعی و سرنوشت های ملی در نظر گرفته می شوند. درحالیکه این عقیده خارج از دانشگاه معروف است، بسیاری در شاخۀ علوم اجتماعی به این عقیده مشکوک هستند.(Geertz,2000) برای مثال، یک مدرک و سند مفصّل وجود دارد که انتخابهای فناوری مختلف به شکلی موفقیت آمیز در مقاطع مختلف زمانی در مجموعه های مختلف بکار برده شده اند ( برای مثال، سیستم های انتقال وسیستم های قدرت). در حالیکه مؤلفان دربارۀ تفسیر این سند مخالف هستند (Winner1977)، بیشتر به نظر می رسد این امر نشان می دهد که پیشرفتهای فناوری " نیروهای عمیق و ریشه داری نیستند که در طول تاریخ حرکت کنند، بلکه فرایندهایی اجتماعی هستند که از یک دورۀ زمانی تا دورۀ بعدی و از یک فرهنگ تا فرهنگ دیگر متغیر می باشد. به علاوه، با توجه به نظر باسالا، " متوقف کردن یا تغییر جریان از پیش تعیین شدۀ پیشرفت فناوری" به وضوح ممکن می باشد. در حقیقت، همانطور که Idhe عنوان کرد، حتی اگر محققین، غلبۀ غرب را به عنوان یک اثر اجتناب ناپذیر از علم و فناوری جدید غرب تعبیر کنند، هنوز هم ممکن است که این " جریان بیرونی در زیر سطح خود یک جریان مخالف را حرکت دهد، و اگر سطح، آن غلبۀ فناوری جدید باشد، جریان زیرین آن بسیاری از فرهنگ های قدیمی می باشد".

سؤال دوم این است که اختلافات فرهنگی بین ملت ها با انتشار یک فناوری تا چه اندازه افزایش یا کاهش می یابد. این یک سؤال مهم است، و به سؤال اول بی ارتباط نمی باشد. سؤال این است که، اگر به راستی فقط یک مسیر برای پیشرفت و پذیرش فناوری وجود دارد که برای همۀ جوامع کاربردی است، پس ما می توانیم انتظار داشته باشیم این جوامع در طول زمان همگرایی فرهنگی خود را، حد اقل در مواردی که ارتباط نزدیکی در استفاده از فناوری دارند، نشان دهند. اما حتی اگر فرهنگ های ملی به عنوان مسیرهای مشخص و چندگانه در نظر گرفته شوند، یک مورد خوب هنوز هم می تواند فناوریهایی را بسازد که به تولید زیاد منجر شود و ممکن است نهایتاً مصرف کالاهای مشابه، تولید کنندگان و مصرف کنندگان را یکدست و همگن سازد.

دیدن این مطلب که جوانان در دنیا مجذوب چنین محصولاتی شده اند، مثل شلوارهای جین آبی، فست فود، و MP-3 player باعث شده است که برخی بخاطر توزیع فناوری در همگرایی فرهنگی مباحثی را انجام دهند. اما، به خاطر بررسی دقیق تر، این اولویت ها ثابت می کند که اختلافات فرهنگی هنوز هم فعالیت می کنند، تغییر نمی کنند و شاید حتی تقویت هم شوند. شلوارهای جین در غرب شکلی از لباسهای راحت و ارزان هستند، اما در کشورهای کمتر توسعه یافته جزء لباسهای گران قیمت به حساب می آیند؛ رستورانهای فست فود غذاهای ساده و ارزان تهیه می کنند، و بلکه فرصتی است برای صرف غذا بصورت دسته جمعی و با آرامش در برخی کشورهای دارای نظام اشتراکی در آسیا؛ و شهرت نوازندگان موسیقی در غرب به یک علاقۀ شخصی برای تنهایی نسبت داده شده است، اما در ژاپن علاقه ای برای تحمیل صدا بر دیگران وجود ندارد. ( Trompenaars & Hampden Turner, 1998;Watson,1997).

مشاهدات مشابهی دربارۀ فناوریهای پیشرفته تر مثل کامپیوتر، اینترنت، روشهای استاندارد شدۀ ساخت مسکن و تلویزیون انجام شده است. (Nye, 2006).

4.           مطالعات موردی دربارۀ فرهنگ و پذیرش فناوری

متأسفانه،درحالیکه فرهنگ و پذیرش فناوری مملو از عقاید و مشاهدات مختلف می باشد، اما باز هم پیدا کردن نظریه ای اساسی مشکل است، چه رسد به یافتن شواهد تجربی. این امر مخصوصاً هنگامی که بطور عام توجه بر دنیای جدید و بطور خاص بر تجارت جدید جهانی متمرکز می شود صحیح می باشد. ما معتقدیم که تاریخ و مردم شناسی می تواند ما را به اینجا هدایت کند، اما مطالعات راهبردی زیادی برای کمک به حل این مسئلۀ بغرنج وجود دارند. برای رسیدن به این انتها، دو مقالۀ بعدی که نتایج این مطالعات را نشان می دهند نقش فرهنگ ملی در پذیرش فناوریهای حساس را مورد تحقیق قرار می دهد. این مطالعات بیشتر بر تجارت و توان اقتصادی در کار تمرکز دارد، اما جنبه ها و مسائل مهم سایر مقررات را نیز در بر می گیرد.

اولین مقاله، " فراتر از یک تله موش بهتر": یک تحلیل فرهنگی از پذیرش اتانول در برزیل،" توسط لوسیارا ناردون و کاترین آتن، یک مورد مطالعاتی در مورد پیشرفت و گستردگی استفاده از اتانول را به عنوان یک سوخت جایگزین برای محصولات نفتی در برزیل پیشنهاد می کنند. فقدان منابع نفتی کافی برای پشتیبانی از صنایع در حال توسعه و زیرساختهای برزیل، این کشور را در تولید و توزیع این محصول جایگزین پیشگام قرار داد، تا جایی که اکنون یک محصول صادراتی اصلی به دنیا به حساب می آید. سؤالی اساسی که در این مقاله بوجود می آید این است که، چرا بدلیل کمبود منابع نفتی در دنیا، که برزیل - کشوری با جایگاه پایین 35 در بین رقابتی ترین کشورهای جهان و رتبۀ 38 در موضوع جذابیت تجارت- از سایر کشورهای ثروتمند تر در توسعۀ منابع جایگزین سوختی پیشی گرفت. به شکلی دیگر، در حالیکه امریکا و بسیاری از کشورها در آسیا و اتحادیۀ اروپا دربارۀ جایگزینی اتانول با بنزین در یک مقیاس عظیم بحث های طولانی مدت داشته اند، چرا برزیل به موفقیت دست یافته است اما سایر کشورها نه؟ مشخصاً دلایل بسیاری برای این دستاورد برزیل وجود دارد اما، همانطور که ناردون و آتن عنوان کردند، شاید خصوصیات فرهنگی برزیل نقشی اساسی در این کار ایفا کرده است.

مقالۀ دوم، " به سمت یک فرضیۀ همانندی و همزمانی فناوری: موضوع اقتصاد اینترنتی کره،" توسط میونگ لی و جراردو آنگ سان، نگرشی متفاوت را نسبت به سؤال مشابه و اساسی این تحقیق برمی گزیند. این مؤلفین بر کشور کره تمرکز دارند و اینکه این کشور متوسط معروف به " اخیراً صنعتی شده"  چگونه سایر کشورهای بزرگتر، ثروتمندتر و پیچیده تر به لحاظ فناوری (مثل امریکا،ژاپن، آلمان،فرانسه و انگلستان) را پشت سر گذاشت تا رهبر مسلم اقتصاد اینترنت محور شود؛ یعنی، مرکز شاخص فناوری دنیا که با نصب پهنای باند و کاربرد اینترنت پرسرعت اندازه گیری شد.( (Lee, O’Keefe, & Yun, 2003).

در حالیکه بسیاری از عوامل بدون شک در این نتیجه سهیم بوده اند، لی و آنگ سان نشان می دهند که فرهنگ بسیار اشتراکی کره که بر روابط شخصی و شبکه ها تأکید دارد در این رابطه نقشی اساسی ایفا  می کند.

5.           مسیرهایی برای تحقیقات آینده

این مقاله ها مطالعات موردی را از انتخاب فناوری بومی نشان می دهند که دو فناوری بسیار آشوبگر متفاوت و دو کشور و منطقۀ کاملاً متفاوت دنیا را در بر می گیرد. هر دو مورد انتخابهای موفقیت آمیزی را به ثبت رساندند، و هر دو ثابت کردند که اختلافات فرهنگی چگونه نقشی مهم ولی نه کاملاً انحصاری- در دستیابی به این موفقیت ایفا می کند. در بخشهای بحث و نظریۀ پیشرفت آنها، هر دو مقاله دربارۀ این است که چرا اختلافات فرهنگی در پذیرش فناوری بومی نقش دارند، و چرا در کشورهای دیگر ، هم در کشورهای در حال توسعه هم در کشورهای توسعه یافته، نقشی کلیدی ایفا می کند.

در مورد برزیل، ناردون و آتن ادعا کردند که رهبران ملی اصول منطق فرهنگی را بکار بردند که فعالیتهایی واقعی را به سمت پیشرفت یک مسیر خاص فناوری هدایت کرد. به عبارت دیگر، یک سیستم تقویت وابستگی مسیر بر مبنای ریشه های فرهنگی در برزیل بوجود آمد. این بحث راهنمایی های را برای مفهومی سازی بیشتر و توسعه و آزمایش نظریه ارائه می کند.

در مورد کره، لی و آنگ سان تأکید دارند که فناوریهای مبتنی بر اینترنت، باعث شد فرهنگ آن کشور به اجبار پی ریزی شود و پرورش یابد و شبکه های خصوصی را به عنوان وسیله ای برای نجات فرهنگی و تا حدودی رقابت اقتصادی- حفظ کند. در خروج از مرحلۀ توسعۀ معمولی و نظریات صنعتی سازی اخیر، لی و آنگ سان عنوان کردند که سه عامل اجتماعی-فرهنگی (زمان و چگونگی انتخاب فناوریهای جدید، ظهور الگوهای ملی مصرف، و منطق حمایتی که این شرایط را به هم ارتباط می دهد) نقشی کلیدی در موفقیت کره ایفا کردند. این رساله با تمرکز بر توسعۀ اقتصادی و تجارت جهانی به یک نگاه نو نیاز دارد و چندین ایدۀ با ارزش از تحقیقات بیشتر را برجسته می سازد.

بعد از انتشار این مقاله برای درک ما از مسئلۀ بغرنج فرهنگ-فناوری، می توان سایر حوزه هایی را که با این موضوع رابطه دارند برای تحقیقات آینده تعیین کرد. برای مثال، اهداف و کاربردهای فناوری بوجود آمده در سطح ملی چگونه هستند و آیا فرهنگ ملی بر این فرایند تأثیر می گذارد؟ به علاوه، اگر فرهنگ ملی براستی می تواند بر انتخاب فناوری تأثیر بگذارد، فرایندهایی که با آنها این امر اتفاق می افتد کدام هستند؟ آیا این فرایندها می توانند بلافاصله از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر انتقال یابند یا اینکه به لحاظ فرهنگی خاص هستند؟ آیا برخی از انواع فناوری (مثل ارتباط از راه دور، نانو فناوری، حمل و نقل و دفاع ملی) توسط بعضی کشورها با احتمال بیشتری نسبت به سایر فناوریها انتخاب می شوند؟

بطور همزمان، این تحقیق نیز در این مورد است که انتخاب فناوری چگونه می تواند فرهنگ ملی را تغییر دهد. یک پیکان(فلش) اتفاقی می تواند به هر دو مسیر اشاره کند. سازمانها به چه چیزی نیاز دارند تا در بین فرهنگ های مختلف از فناوری حمایت کنند؟ و نهایتاً، چگونه تعامل بین فرهنگ و فناوری بر همگرایی ( یا واگرایی) فرایندهای مدیریت تأثیر می گذارد؟

همانطور که باید از مسائل و سؤالات مشخص باشد، در حال حاضر اطلاعات کمی دربارۀ این موضوع وجود دارد، و مسائل زیادی باقی می مانند که باید آنها را فرا گرفت امیدواریم که دو مقالۀ بعدی یک گام ابتدایی مفید را در کشف این فرایند ارائه کند.

تشکر و قدردانی

نویسندگان مایل به تشکر از بیل استاربوک برای نظرات مفید خود در این پروژه، و همچنین به عنوان مشارکت بنیاد ملی علوم برای برنامه نوآوری هستند.(به خصوص Alan D. Meyer محقق اصلی) برای حمایتش.

  • فاطمه حسام